Category

عباس کیارستمی

هرجا کارگاه دارم برای من یادآور استعداد ذاتی دانشجویان ایرانی است که نمی‌دانم از کجا و نمی‌دانم چرا؟! تیزهوشی هنرجویان ایرانی را کمتر جایی دیده‌ام. این را واقعاً می‌توان به‌راحتی دید.
عباس کیارستمی
به نظر من هیچ جایی فرقی با جای دیگر ندارد. به نظرم همه کشورها مثل هم هستند.
عباس کیارستمی
با دستگیری آقای پناهی، حریم بین دولت و سینماگران ایران برداشته شده است، و از حالا به بعد هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
عباس کیارستمی
به نظرم می‌آید دولت ایران نه فقط با سینماگران مستقلی مثل من یا جعفر پناهی مشکل دارد بلکه اساساً با استقلال سینما و استقلال سینماگر در ایران مشکل دارد. همه ما این را درک می‌کنیم. آنها دلایل خیلی ساده‌ای دارند. چون یک فیلم را دوست ندارند فکر می‌کنند که ما با غرب زد و بند داریم. آنها با سوءتفاهم به فیلم‌های ما نگاه می‌کنند.
عباس کیارستمی
فیلم‌های جنگی ایرانی کپی‌برداری سخیف و پیش‌پا افتاده‌ای از سینمای آمریکا هستند که خودشان همدیگر این فرمول‌های کهنه‌شده را کنار گذاشته‌اند.
عباس کیارستمی
برای من به عنوان یک شهروند زندگی در ایران خیلی سخت است، اما به عنوان فیلمساز ایران برایم بهشت است.
عباس کیارستمی
سبک مثل چهره آدم است. کاری که آدم انجام می‌دهد خاص است. بنابر این بله، تصور می‌کنم سبک من وجود داشته باشد. همان‌طور که تمامی کسانی که در دنیای سینما کار می‌کنند و فیلم می‌سازند صاحب سبک هستند. اما تصور نمی‌کنم که قابل تقلید باشد یا دست کم صد در صد بتوان تقلیدش کرد. اما گاهی در شگفتم که حتی قسمت‌هایی از کار خودم هم به سبک من تعلق ندارند. بعضی وقت‌ها سینمای خودم را هم به جا نمی‌آورم، چه رسد به سینمای دیگران.
عباس کیارستمی
من سعی دارم در فیلم‌هایم دروغ را به حداقل برسانم.
عباس کیارستمی
سینمایی که در آن دروغ زیاد باشد، جیب‌بری در تاریکی‌ست.
عباس کیارستمی
من فیلم «ده» را قبول کردم که نشان ندهم، برای اینکه در یک جایی، خیلی خیلی بی‌ربط و بدون دلیل گفتند که ما این فیلم را نشان نمی دهیم، چون باعث می‌شود که بچه، نسبت به مادرش بی احترامی کند. در حالی که اگر شما فقط یک بار تلویزیون را باز بکنید، و روابط خانوادگی را در یک سریال تلویزیونی ببینید، مفهوم بی‌احترامی به خانواده را از این سریال‌های کوتاه تلویزیونی می‌توانید ببینید. فیلم «ده» من مطلقاً بی‌احترامی را نشان نمی دهد. یک عصبیتی بود که باید نشان داده می‌شد و نشان داده شد. عصبیت که بی‌احترامی نیست. بی‌احترامی، دوپهلو حرف زدن است، ایهام است. به کار بردن کلمات زشت و کلمات فرهنگ کوچه است که الان این همه در تلویزیون ما متداول است. حالا شما بفرمایید من چه طور با این قضیه کنار بیایم؟ طبیعتاً کنار نمی آیم.
عباس کیارستمی
می‌توانم بگویم بعد از انقلاب تیغ سانسور هیچ‌کدام از فیلم‌های من را نگرفته است. سانسور زمانی معنی می‌دهد که قاعده و قانون وجود نداشته باشد اما ما چون از قبل قواعد را می‌دانیم، این قابلیت را داریم که خودمان را با شرایط وفق دهیم و بعد برویم سراغ فیلمسازی. من تا امروز چیزی را ساخته‌ام که دوست داشته‌ام و این نبوده که به‌خاطر سانسور، دنبال داستانی آبکی بروم و خودسانسوری کنم.
عباس کیارستمی
سینما را نمی‌شود یادگرفت یا یاد داد. مسائل تکنیکی یاد داده می‌شوند اما هنر نه. مدارسِ سینمایی می‌توانند به درد بخورند اگر به دانشجویان توضیح داده شود روزی که آغاز به کار کردند هر چه یادگرفته‌اند باید فراموش کنند. مشکل اینجاست که آن‌ها می‌خواهند از تمام دانسته‌های خود در فیلم اولشان استفاده کنند و این ناگوار است.
عباس کیارستمی
من جنگ را اساساً بیهوده می‌دانم و به این نمی‌شود شک داشت. اما مسئول جنگ کسی است که آغازش می‌کند نه کسی که دفاع می‌کند. بله هنوز هم می‌گویم و از این جمله خود ذره‌ای عقب‌نشینی نمی‌کنم که ما درگیر جنگی شدیم که هیچ مفهومی نداشت. اما این جنگ به ما تحمیل شد و نمی‌خواستیم درگیر این جنگ بی‌مفهوم شویم. درست است که هردو طرف در جنگ سهیم هستند اما مسئول کسی است که آغاز می‌کند.
عباس کیارستمی

© 2018 طالبوف — Powered by WordPress

Theme by Anders NorenUp ↑